
به عنوان یک گروه تکنولوژیکی، هاور و بکر، از موقعیت برجسته ای در بازارهای جهانی تکنولوژی بسته بندی برخوردار است.
سیستم پرسازی HAP THE(HAVER ADAMS PROCESS) یک سیستم بسته بندی FFS (FORM FILL SEAL) مبتکرانه برای قراردادن محصولات پودری در کیسه های پلاستیکی PE می باشد. این تکنولوژی جدید برای اولین بار در صنعت نسوز با موفقیت فراوان به کار گرفته شد. مزیت عمدۀ آن عبارت است از: بسته بندی متراکم، نظافت و پاکیزگی در طی پرسازی کیسه و در تمام طول مدت انتقال کل محصول، زنجیرۀ توزیع، محافظت بهینۀ محصول، افزایش تاریخ مصرف و بهبود ظاهر بصری. تأثیر مثبت دیگر آن ایجاد مقاومت زیاد در برابر پارگی است.
تولید کنندگان مواد نسوز با تقاضای بازار خود مبنی بر عرضۀ کیسه های تمیز و جمع و جور و کوچک با وزن بسیار دقیق مواجه هستند. مقررات مربوط به انتشار گرد و غبار مجاز وجود پروسه های پرسازی تمیز بویژه برای کیسه های تنگ و محکم را ایجاب می کند. امروزه، پروسه های تولید مستلزم تکنولوژی ماشین آلات انعطاف پذیر هستند تا زمان دگرگون کوتاه و حداکثر دسترسی عملی را بیمه کنند.
2.تکنولوژی ماشین پرسازی یکپارچه به عنوان یک واحد جمع و جور و کوچک
Haver & Boecker یک سیستم کاملا اتوماتیک و کاملا مهندسی برای پرسازی کیسه های سوپاپ که بشترین تقاضا را دارند، می باشد. این تکنولوژی ماشینی یکپارچه در تنظیم دقیق محصول، دستگاه و ابزارآلات بسته بندی که مزیت بهینۀ مصرف کننده است را عهده دار می شود.

کشور بنگلادش، همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، با مشکلاتی در افزایش درآمدهای مالیاتی کافی برای سرمایه گذاری در توسعه اجتماعی و اقتصادی روبرو می باشد. برای مد نظر قرار دادن این مسئله و برای بهبود بازدهی اقتصادی و رشد، برنامه اصلاح مالیاتی مهمی در سال 1991 آغاز شد که تمرکزش را بر روی معرفی مالیات بر ارزش افزوده (VAT) برای جایگزینی طیفی ای از مالیات بر مصرف مبتنی بر محدودیت قرار داده است. این مقاله به بازبینی ساختار پایه سیستم VAT (مالیات بر ارزش افزوده) در بنگلادش در مقایسه با کشورهای در حال توسعه دیگر پرداخته و تلاشی را به منظور شناسایی و دادن پیشنهاداتی در سطح ها عملی، انجامی می دهد، جایی که تمرکز و بهبود عملکرد برای بالا بردن سهم VAT (مالیات بر ارزش افزوده) در توسعه اقتصادی بنگلادش مورد نیاز می باشد.
داده های مربوطه نشان می دهد که عملکرد VAT (مالیات بر ارزش افزوده) در سال های اول کاملا رضایت بخش بوده- اما متعاقبا وصول VAT (مالیات بر ارزش افزوده) در سطح خاصی راکد شده است. در نتیجه، مالیات بر ارزش افزوده قادر به برآوردن اهدافی که مشخص شد، نمی باشد. دلایلی که در پشت این عملکرد می باشد، بسیار زیاد هستند، برای نمونه: عبارتند از تعداد نسبتا کمی ار افراد که مالیات بر ارزش افزوده را می پردازند، عدم آگاهی کلی، و سیستم نظارتی ضعیف و غیره. همچنین، محدوده هایی برای بهبود وصول درآمد از VAT (مالیات بر ارزش افزوده) وجود دارد: که عبارتند از افزایش تعداد پرداخت کنندهای مالیات بر ارزش افزوده؛ اصلاح مدیریت مالیات بر ارزش افزوده؛ ایجاد آگاهی گسترده در میان مردم؛ بازبینی فهرست اقلام معاف از مالیات بر ارزش افزوده و بالا بردن بازدهی سیستم نظارت.

چندین مقاله گذشته، تاکیدی بر روی اهمیت تراز بین کسب و کار و استراتژی های سیستم اطلاعات (IS)، و بین ساختار کسب و کار و سیستم اطلاعات داشته اند. به دنبال پیشرفت ها در درک این تراز، این مقاله به بررسی چنین موردی می پردازد که چگونه تراز از طریق تعامل ساختار/استرانژی در کسب و کار و حوزه سیستم اطلاعاتی تغییر می کند. مشخصا، مقاله پرسش زیر را مد نظر قرار می دهد: به چه صورت، تراز با گذشت زمان تغییر می یابد؟ تغییرات در مشخصات مدیریت راهبردی سیستم اطلاعات (که شامل استراتژی کسب و کار، ساختار کسب و کار، و نرم افزار سیستم اطلاعاتی می باشد) با گذشت زمان توسط مدل تعادل نقطه ای مورد بررسی قرار می گیرد، که شامل دوره باندمدتی از ثبات نسبی، یا تغییر پویا بوده، که توسط دوره کوتاهی از تغییرات سریع، گسترده و پویا متناوب می باشد. بررسی های موردی تغییرات در کسب و کار و ساختار و استراتژی های سیستم اطلاعات در طولانی مدت در سه سازمان نشان می دهد که مدل تعادل نقطه ای، چشم انداز باارزشی را در ارتباط با مشاهده این دینامیک ها نشان می دهد. مدل تراز پویا ناشی از تحلیل های زیادی در رونوشت موازد می باشد. این موارد نشان می دهد که الگوی تراز در دوره زمانی طولانی ادامه می یابد، زیرا هم سطح تراز بالا بوده یا مدیران تراز پایین را به عنوان مشکل مد نظر قرار نمی دهند، و شامل تغییراتی در اکثر و یا تمام ابعاد مشخصات مدیریت سیستم اطلاعاتی راهبردی می بوده، و تغییرات تکاملی را متوقف می کند. تحولات کامل ظاهرا نیازمند ترکیبی از محرک های قوی می باشد. در نهایت، تنظیمات بعد از تحول برای یک بعد از مشخصات مدیریت سیستم اطلاعاتی راهبردی به نظر به دنبال تغییرات تکاملی می باشد.

کارخانه بافندگی تابان در سال 1353 هجری شمسی تأسیس شد سهام کارخانه ابتدا به صورت شخصی و خصوصی بود ولی در طی زمان به علت مشکلاتی که دامن گیر اکثر کارخانجات نساجی و به طور کلی منابع نساجی کشور شد. مقداری از سهام کارخانه واگذار شد. سهام واگذار شده اکثرا توسط سازمان های دولتی خریده شد. به همین جهت در حال حاضر 51% از سهام کل کارخانه توسط بنیاد شهید صدوق خریداری شده و بقیه سهام که حدودا 49 % می باشد شخصی است. یکی از افتخاراتی که سالیان سال است کارخانه بافندگی تابان یزد به آن می بالد این است که، کارخانه بافندگی تابان اولین کارخانه ای می باشد که در سطح ایران پتو اکریلیکی را تولید کرده است. قابل توجه است که محصولات این کارخانه دارای نشانه استاندارد ایران می باشد.
محصولات تولیدی کارخانه شامل پتو و روفرشی است که محصول عمده پتو می باشد. که حدود 1200 تخته در روز تولیدی کارخانه است. ایجاد تنوع و تغییر در محصولات تولیدی بستگی به نیاز و نظر مشتری و نیاز بازار است و هیچ عامل دیگری نقش در تغییرات آن ندارد. بازار فروش داخلی این کارخانه شامل شهرهای تبریز، شیراز، تهران، اصفهان، می باشد. و بازار فروش خارجی کشور افغانستان می باشد که لازم به ذکر است که اکثر محصولات کارخانه به همین کشور صادر می شود.

ما یک کالیبراسیون فلوتاسیون را در لوله، مک مستر و FLOTAC به منظور تعیین حلال بهینه ای برای فلوتاسیون (FS) و اثر نگهداری مدفوع در تشخیص آنسیلوستوما کانینوم در سگ ها، و همچنین مقایسه دقت سه روش کو پرومیکروسکوپیک انجام دادیم. از میان نه FS مختلف، کلرید سدیم و نیترات سدیم بهترین عملکرد را در تشخیص و تعیین کمیت تخم های آنسیلوستوما کانینوم نشان دادند. نمونه ها مدفوع، چه نمونه های تازه وچه نمونه های نگهداری شده در فرمالین 5٪، در مقایسه با نمونه های منجمد و یا نگهداری شده در فرمالین 10٪ یا سدیم استات اسید استیک فرمالین تعداد تخم های آنسیلوستوما کانینوم بیشتر را باغث شدند. FLOTAC نسبت به روش های مک مستر و فلوتاسیون در لوله، به طور مداوم در تعداد تخم های بیشتر آنسیلوستوما کانینوم در هر گرم مدفوع (EPG) و ضریب تغییرات (CV) پایین تر منجر شده است. بهترین نتایج با شرایط تعداد متوسط تخم در مدفوع (بالاترین مقدار، به عنوان مثال 117.0 EPG) و CV (پایین ترین مقدار، یعنی 4.8٪) با FLOTAC و با استفاده از کلرید سدیم و نمونه های نگه داری شده مدفوع در فرمالین 5٪ به دست آمد. یافته های ما نشان می دهد که روش FLOTAC باید در تشخیص آنسیلوستوما کانینوم در سگ در نظر گرفته شود.
کلیدواژه: آنکیلوستوما کانینوم، سگ، تشخیص، فلوتاک، فلوتاسیون در لوله، مک مستر.
کرم قلاب دار آنسیلوستوما کانینوم، شایع ترین گونه از جنس آنسیلوستوما است. این گونه در مناطق استوایی و مناطق گرم معتدل در سراسر جهان تولید می شود، در حالی که در اروپا، این گونه عمدتا در بخش جنوبی یافت می شود. آنسیلوستوما کانینوم یکی از مهمترین انگل های دستگاه گوارش بیماری زا در سگ ها می باشد. این نمونه می تواند عوارضی چون به هدر رفتن و کم خونی راسبب کردد، و در شرایط عفونت مزمن پایدار می تواند منجر به مرگ شود هم جنین این نمونه به عنوان یک خطر قابل توجهی برای بهداشت عمومی محسوب می شود، زیرا این انگل می تواند انسان را آلوده و موجب فوران های شناخته شده ای که به عنوان لارو مهاجر cutanea شناخته شده می شود. روشی که به طور گسترده برای تشخیص عفونت کرم قلاب دار در سگ ها مورد استفاده قرار میگیرد، شامل کو میکروسکوپیک و بررسی پس از مرگ سگ ها است.