
این مقاله کاربرد رابط غیر تهاجمی sEMG (ثبت گرافیکی فعالیت الکتریکی بازو غیر تهاجمی) برای کنترل ربات شبیه انسان بین جاهای دور از طریق ارتباطات اینترنتی بی سیم ارائه می کند. به منظور اینکه سیگنال های sEMG سه حرکت مچ را تشخیص دهند بواسطه پوست بازوی کاربر سنجیده می شوند. حرکات مچ دستورهایی را برای ربات شبیه انسان می دهد. جهات حرکت مچ به طور حسی با جهات حرکت ربات قابل مقایسه است، بنابراین کاربر می تواند ربات را به طور طبیعی کنترل کند. با ادغام دستگاه خودکار با رابط مبتنی بر sEMG، حرکات احتمالی ربات گسترش می یابد. بمنظور اطلاعات محیطی از مکان های دور دست، تصاویر دوربین بر روی سر ربات به صفحه رابط کامپیوتر انتقال داده می شود. ما آزمایشاتی را انجام دادیم که در آن افراد، ربات شبیه انسان را کنترل می کنند تا به هدایت ان از موقعیت آغازی به طرف مقصد بپردازند. نتایج آزمایشی اثبات می کند که امکان روش رابط با مقایسه آن با کنترلگر کیبورد وجود دارد.
رابط های سیگنال عصبی بین انسان و کامپیوتر (HCLs) منفعت بسیاری دارو بعضی موارد اثبات کرده اند که این روش ها این قابلیت را دارند. با کمک تجهیزات حسی غیرتهاجمی می توان به نیت کاربر پی برد که این تجهیزات اطلاعاتی مربوط به حرکات بدن خیلی فراهم می کند که نسبت به تجهیزات حسی محرک و جنبش شناسی مثل حس گرهای نیرو و دنبال کننده های حرکتی سریعتر است. برق نگاری ماهیچه یکی از جالب ترین سیگنال های عصبی است که قصد کاربر را ردیابی می کند زیرا به صورت آنلاین می توان این سیگنال ها را اندازه گیری کرد در حالیکه به نسبت سیگنال به اغتشاش تحت تکنولوژی های رایج دسترسی دارد. سطح EMG بر روی پوست بواسطه ولتاژهای الکتریکی سنجیده می شود که فعالیت های عصبی و عضلانی را ارائه می کند که در ماهیچه های منقبض شده به وجود می آیند. این فعالیت های شناخته شده طبق رفتارهای عمدی متمایز شده اند.

در این پروژه، به تحلیل خطی سیستم های قدرت تک ماشینه متصل به شین بینهایت که برای مطالعه پایداری حالت ماندگار و پایداری ولتاژ مورد نیاز است، می پردازیم. در موارد متعددی، ناپایداری و سر انجام از بین رفتن سنکرونیزم با به وجود آمدن اغتشاشات در سیستم شروع می شود که منجر به رفتار نوسانی شده و در صورتی که این نوسانات میرا نشوند، نهایتا’ تقویت می شوند. این مسأله مقدار زیادی به شرایط کار سیستم وابسته است. حتی نوسانات با فرکانس های پایین در صورتی که میرا نشوند، به دلیل آن که باعث محدودیت انتقال توان در خطوط انتقال می شوند و در مواردی موجب وارد شدن فشار بر محور مکانیکی می گردد، نامطلوب هستند. منشأ ایجاد نوسانات بین ناحیه ای مشکل است. در سال های اخیر تحقیقات گسترده ای در این زمینه صورت گرفته است و توجه قابل ملاحظه ای بر روی فروپاشی ولتاژ دینامیکی معطوف گشته است. هدف از این پروژه علاوه بر تحلیل خطی مقوله پایداری سیگنال کوچک، شبیه سازی سیستم و طراحی پایدارساز، با استفاده از برنامه ریاضی MATLAB می باشد.

این مقاله یک راهبرد کنترلی جدید برای عملکرد جزیره ای یک ریزشبکه چند باس ولتاژ متوسط (MV) ارائه می دهد. این ریزشبکه از چند واحد تولید پراکنده (DG) با کوپل الکترونیکی تشکیل شده است. هر واحد DG یک بار محلی را تامین می کند که این بار می توان به علت حضور بارهای تکفاز، حالت نامتعادل داشته باشد.
راهبرد کنترلی ارائه شده برای هر DG شامل یک کنترلر تناسبی رزونانس (PR) با فرکانس رزونانس قابل تنظیم، یک راهبرد کنترلی droop، و یک کنترلر امپدانس توالی منفی (NSIC) است. کنترلرهای PR و droop به ترتیب برای تنظیم ولتاژ بار و توزیع متوسط توان بین واحدهای DG به کار می روند. کنترلر NSIC برای جبرانسازی موثر جریان های توالی منفی بارهای نامتعادل و بهبود عملکرد سیستم کلی ریزشبکه به کار می رود. علاوه بر این، کنترلر NSIC باعث کمینه شدن جریان های توالی منفی در خطوط ولتاژ متوسط شده و در نتیجه کیفیت توان ریزشبکه بهبود می یابد. عملکرد راهبرد کنترلی ارائه شده به کمک مطالعات شبیه سازی دیجیتالی حوزه زمان و در محیط نرم افزار PSCAD/EMTDC به تایید رسیده است.
ریزشبکه های ولتاژ متوسط (MV) نقش مهمی برای مدیریت فعال و کنترل شبکه توزیع در شبکه های هوشمند آینده خواهند داشت. علاوه بر این، مسائل محیطی و علایق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باعث اهمیت هرچه بیشتر ریزشبکه های MV می شود [1]. مفهوم اخیر ارائه شده برای ریزشبکه چندگانه انگیزه ای است برای ارائه مفهوم ساختار ریزشبکه های با سطح ولتاژ بالاتر، یعنی سطح ولتاژ متوسط. یک ریزشبکه چندگانه شامل ریزشبکه های ولتاژ پائین (LV) و واحدهای تولید پراکنده (DG) متصل به چندین فیدر ولتاژ متوسط مجاور است [2].

این مقاله یک ژنراتور فلش ولتاژ ترانسفورمری (VSG) مناسب برای اندازه گیری قابلیت سوسپتانس تجهیزات الکتریکی به فلش ولتاژ را بیان می کند. در VSG (منظور تولید کننده فلش ولتاژ که بر مبنای ترانسفورماتور کار می کند) ساخته شده، از یک اتو ترانس و 2 رله حالت ماندگار (SSR) برای ارایه ولتاژ نامی و ولتاژ فلش به بار استفاده شده است. وضعیت سوییچینگ دو رله حالت ماندگار (SSR) توسط سیگنال مدت زمان ولتاژ نامی و ولتاژ فلش تولید شده توسط مدارات الکترونیکی کنترل می شود. نتایج عملکرد VSG نشان می دهد که این ژنراتور فلش کنترل موثری از دامنه فلش، مدت زمان فلش، نقاط آغاز و پایان فلش بر روی شکل موج ولتاژ خروجی انجام می دهد. همچنین اگر نیاز باشد می تواند به عنوان تولید کننده swell ولتاژ و تولید کننده وقفه ولتاژ عمل کند. با تهیه ترانسفورماتور فشار قوی از سمت اولیه، VSG می تواند فلش، swell، و وقفه ولتاژ فشار قوی را نیز ارائه دهد.
ساخت VSG ارایه شده در آزمایشگاه و به طور دستی آسان تر است، و هزینه های ساخت آن بسیار پایین تر از تهیه محصولات VSG آن از بازار فعلی است.
حساسیت تجهیزات، قطع ولتاژ، فلش ولتاژ، ژنراتور فلش ولتاژ، اماس ولتاژ
سیستم های قدرت مدرن کماکان در حال حساس و حساس تر شدن به کیفیت توان تولید شده می باشند. دلیل این امر این است که نه تنها تجهیزات مدرن شامل انواع زیادی از قطعات الکترونیکی که می توانند در برابر اختلالات توان بسیار آسیب پذیر باشند می باشد، بلکه مصرف کننده ها نیز نسبت به تلفات ناشی از عملکرد نادرست تجهیزات برقی حساستر شده اند. یکی از رایج ترین تداخلات توان، فلش ولتاژ است که معمولن به طور اتفاقی رخ می دهد و چند سیکلی هم بیشتر دوام نمی یابد. اگرچه تجهیزات حساس، معمولن در مقابل چنین فلش هایی ترییپ داده یا خاموش می شوند؛ حتی اگر ولتاژ نامی در چند سیکل باز گردد. بدین ترتیب، فلش ولتاژ بیشترین تلفات مالی را در مقایسه با بیشتر انواع تداخلات توان در پی دارد[1]، [2].

این تحقیق، نتایج پژوهشی است که هدف آن ارزیابی تأثیر اندازه شرکت در عملکرد مدیریتی منابع بیرونی فناوری اطلاعات و تأثیرات متناظر این فعالیت ها در عملکرد نوآوری شرکت ها می باشد. این بررسی، بر مبنای داده های گرداوری شده از شرکت های صنعتی برزیل که نوآور می باشند، جمع آوری شده است. تحلیل روابط بین مدیریت منابع درونی اطلاعات فناوری و عملکرد، بر طبق به اندازه شرکت ها آشکار کرده است که گرچه این موارد محدود به تعداد کمی می باشد، چندین تفاوت آشکار در جنبه های مربوط به دسترسی به فناوری و انواع منابع بیرونی از اطلاعات فناوری وجود دارد که توسط شرکت ها بکار گرفته شده اند. چندین تفاوت بارز بین شرکت های کوچک و بزرگ در مورد چگونگی تأثیرگذاری سبک های مدیریتی بر عملکرد نوآوری نیز آشکار شده است.
این مقاله برای درک پردازشی در ارتباط ارزیابی فناوری اطلاعاتی و عملکرد نوآوری هستند، پیشنهاد شده است و تمرکز آن بر سبک هایی است که کسب و کارها بر طبق اندازه و هدف شان برای ایجاد یک چهارچوب کاری عملی و نظری برای توسعه یک پردازش نوآوری فناوری پایدار اقتباس کرده اند.
مدیریت شکل های دسترسی به فناوری و منابع فناوری اطلاعات و منابع کاربران بین شرکایی در توسعه نوآوری، فرصت های تجاری را توسعه و عملکرد را بهبود می بخشد. کسب و کارها شراکتشان را با هدف استفاده از منابع بیرونی اطلاعاتی برای اهداف نوآوری تقویت می کنند؛ اگرچه آنها هنوز هم به یک استراتژی مدیریتی نیاز دارند. (linder, 2003).
چندین پژوهشگر، همزمان سعی در اثبات تأثیر اندازه کسب و کارها بر توسعه فعالیت های در ارتباط با نوآوری داشتند که بسیاری از آنها تا به حال شناخته شده اند. (Greve, 2008) شرکت های بزرگ به لحاظ دررونی، ساختارهای حرفه ای تر و پیچیده تری دارند. در نتیجه، تصمیمات به یک حالت کمتر وابسته ای به امور اداری اتخاذ می شوند و از لحاظ تغییر کردن، انعطاف کمتری دارند (Chen, 1995). شرکت های بزرگ به لحاظ بیرونی، قدرت بازاری قوی تری دارند و یک تأثیر قوی تر در انتشار نوآوری دارند(Boone, 2004).